ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

163

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

دويم جنرال ليدمانه . سيم جنرال مايور . هركس سزاوار هر يك از اين سه مرتبه باشد ، او را ملقب مىسازند . ديگر مرتبه‌هائى است كه به اهل سپاه داده مىشود . كه ابتدا ، بعد از سالدات بودن آندر افيسر مىشوند ؛ و از آن بالاتر افيسر است ، و از آن بالاتر كپيتان است . ديگر از آن بالاتر مايور است . و بعد از آن پت‌پولكونيك مىشود . و از آن بالاتر پولكونيك است ، كه به جنرال منتهى مىشود و تفصيل جنرالى تحرير يافت « 1 » . مناصب و مرتبه‌اى كه پادشاه به اهل سپاه و اعيان و اهل دفترخانه و سايرين مىدهد همين اسامى است كه تحرير يافت ، و ايشيك آقاسى نيز در ميان ارباب مناصب هست ، و او را اتوتان مينامند ، و آن هم مرتبه‌مرتبه دارد . اما حرمت و عزت قشونى و اهل سپاه ، حتى سالدات در ميان اين طايفه بسيار است ، و از ميرزايان و اهالى دفترخانه و ساير خلق بيشتر است . به جهت اينكه مىگويند ، اينها جان در راه دولت ميدهند و بايد عزت و احترام بيشتر از ساير خلق داشته باشند . چنانچه چون قاعده اين است كه در هر جا و هر مكان كه سالدات ايستاده و متوجهء كشيك مىباشد ، هرگاه از بزرگان و اهل سپاه ، كسى از آن راه عبور كند ، آن سالدات‌ها ، قطار ايستاده و تفنگ خود را در دست گرفته و حركت داده به سمت چپ و راست ، و پا را بر زمين زده باشد ، و اين تعظيم و تكريم ايشان است به آن بزرگ كه عبور مىكند . اين عمل را چس مىگويند و از براى عبور وزير اعظم و اهل دفترخانه سالدات نمىايستد و اين چس را نمىدهد . نهايت چون احترام اهل سپاه را لازم مىدانند سالدات از براى حرمت هر افيسرى كه از راهى عبور كند و سالدات ايستاده باشد آن چس را ميدهد ، و احترام مىكند . ديگر اينكه تا كسى خدمتى در دولت نكند ، يا اينكه واسطهء كلى نداشته باشد ، اين مرتبه‌ها را به او نمىدهند . همين كه خدمتى از او ظاهر شد ، او را قابل هر چه دانستند ، مرتبه مىدهند . ديگر در ميان ايشان ، نشان و حمايل متداول است ، و نشان به اقسام تركيبات و قسم‌ها ساخته مىشود ، و حمايل ، آبى و قرمز مىباشد . آبى مختص پادشاه ، و بزرگ كه شايسته باشند ، مىباشد و قرمز بهركس داده مىشود . و عظم نشان بيشتر اين است كه خواه قابل باشد و خواه بىقابليت باشد ، خواه يك دانه الماس قيمتى ، و خواه يك پول سياه ، همين‌كه پادشاه اول آن را زينت سينهء خود كرد و بر روى لباس خود آويخت ، ديگر از براى گرفتن آن « 2 » جانها داده مىشود ، و مردم تلاش‌ها مىكنند كه اين نشان تازه است و بايد داشته باشند ، بنابراين ، بزرگان و اعيان و اهل سپاه و قشون ، و اهل دفترخانه و غيره ، اهالى روس بسيار هستند كه چندين قسم نشان به تركيبات مختلف ، از هرچيز و هر مقوله ، خواه جواهر ، خواه سنگ معدن ، خواه نقاشى ، هرچه بخاطر مىرسد ، حتى يك پول سياه . در پيش سينهء قباهاى خود دوخته و آويخته‌اند كه بمرور ايام ، هردفعه چيزى مصطلح شد ، و به آن شخص داده شده است و او هم زينت دوش و

--> ( 1 ) - متن : برتحرير يافت ( 2 ) - متن : او